بید مجنون
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد دل نوشت : عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند پ ن : رسم قدیم نذر امروز ، پر از خاطره ست برای دلم ! . . عقل یکدل شده با ع شق ، فقط می ترسم . . . هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد . . پ ن : فضلت فزون ، فاضل ! خاطره شد ، دوست شدیم . . . پ ن ۱ : حضور خلوت انس است و . . جای تو خالی ست ! پ ن ۲ :دلم جام تردیست در دست مستی چه خوش می گذره . . . وقتایی که خودتی و یه کتاب نخونده و یه شب تا صبح ! پ ن ۱ : چند روزه یه علاقه جدید پیدا کردم و اونم پنگوئن ها هستن ! می خوام یه کوله بردارم و برم قطب( شمال ؟ جنوب؟) پ ن ۲: تنها نمی رم ... مطمئن باش ! کوله ت رو بردار بعد از چند روزی دل ناخوشی صحبت با یک دوست قدیمی حس خوبی داشت ! . . "سبوی خاطره لبریز می رسم از راه . . . " پ ن : بار شیشه ! سنگلاخ ! ع شق! های و هوی . . . پ ن ۲ : یک سالگی ت مبارک درخت ها ! به روزهای خسته ی بدون پیرهن خوش آمدید . . به لحظه های سرد با شتاب در زدن خوش آمدید .. پ ن ۱: زمستون رو دوست دارم فقط به خاطر ۵ اسفندش پ ن ۲: باز هم کارهام موند برای هفته آخر ترم پ ن ۳: از اینکه در نهانخانه ی عشرت صنمی خوش دارم خوشحالم پ ن ۴ : ۵ دی پارسال تولد اینجا بود. یادش بخیر برگ خیس و . . پ ن ۵ :شاید نباشم تا ......................................................
![]()
![]()
![]()
![]()

